X
تبلیغات
مدیران - تجارت، رقابت و اقتصاد دانش محور

مدیران

نکته هایی ریز و ظریف در دنیای مدیریت

تجارت، رقابت و اقتصاد دانش محور

تشخيص پيش‌نيازهاي لازم براي گذر كشورهاي منطقه MENA از اقتصاد سنتي به اقتصاد دانش محور، بررسي وظايف دولت و بخش خصوصي در مرحله گذر از اقتصاد سنتي به اقتصاد دانش محور، بررسي پيشنهادها و راهكارهاي انتقال تجربيات، بين كشورهاي موفق و كشورهاي در حال توسعه به اقتصاد دانش محور، روشهاي بومي سازي اقتصاد دانش محور با استفاده از فناوري اطلاعات و ارتباطات، و نقش آن در اقتصاد دانش محور؛ از جمله اهداف اين مجموعه از همايشهاست.

برنامه‌ چهارم توسعه كشور را با شعار دانايي محور آغاز كرده‌ايم و در برنامه چشم‌انداز 20 ساله كشور نيز به دنبال برتر شدن در بين كشورهاي منطقه از بسياري جهات مي‌باشيم. اما بايد دانست كه بدون دست يافتن به اقتصاد دانش محور، تجارت و رقابت با جهان اقتصادي، امكان دستيابي به اهداف پيش بيني شده در برنامه‌هاي فوق را نداريم. راه رسيدن به اقتصاد دانش محور فقط با توسعه ابزار فناوري اطلاعات و ارتباطات، تهيه و تبيين استراتژيهاي مناسب تجاري و رقابتي، و به كارگيري نيروي انساني متخصص امكان‌پذير است. در اين مقاله، به بررسي ابعاد اين موضوع مهم و اهداف بانك جهاني پرداخته شده است.

كليد واژه‌ها

اقتصاد دانش محور، فناوري اطلاعات،MENA ، تجارت، بانك جهاني

مقدمه

بانك جهاني به اين نتيجه رسيده است كه تنها راه موفقيت اقتصادي كشورهاي منطقه MENA، ورود به اقتصاد دانش محور و تلاش براي رقابتي كردن اقتصاد و تجارت اين مناطق با كشورهاي توسعه يافته است. در راستاي اين هدف، بانك جهاني از سال 2002 ميلادي، هر دو سال يكبار در شهر مارسي فرانسه، همايشي در موضوع محوري اقتصاد دانش محور با شعارهاي متفاوت برگزار مي‌كند كه كشورهاي ناحيه MENA در آن شركت كرده، و تجربيات تئوري و عملي خود را ارائه مي‌دهند. 21 كشور، عضو ناحيه MENA  هستند كه شامل: 6 كشور، بحرين، كويت، عمان، قطر، عربستان سعودي و امارات متحده عربي از كشورهاي حاشيه خليج فارس، و 15 كشور ديگر، ايران، الجزاير، جيبوتي، مصر، عراق، فلسطين اشغالي، اردن، لبنان، مالتا، مراكش، يمن، سوريه، تونس و فلسطين مي‌باشند. اهداف گسترده‌اي در انجام اين همايش، توسط بانك جهاني و كشورهاي منطقه MENA مورد توجه است كه از مهمترين آنها مي‌توان پيدا كردن راه حل مناسب براي گذر كشورهاي منطقه از اقتصاد سنتي به اقتصاد دانش محور را با استفاده از فناوري اطلاعات و ارتباطات، مورد توجه قرار داد. بررسي وظايف دولت و بخش خصوصي در مرحله گذر از اقتصاد سنتي به اقتصاد دانش محور نيز از موضوعات مورد علاقه اين مجموعه از همايشها است كه نتايج اجراي عملي آن در بعضي از كشورهاي منطقه MENA و ساير كشورهاي توسعه يافته در اين زمينه؛ مثل كشور ايرلند مي‌تواند براي كشورهاي منطقه مفيد باشد. بررسي اقدامات عملي و پروژه‌هاي انجام شده در زمينه‌هاي مختلف كه به توسعه اقتصاد دانش محور منتج شده است، و يا بستر لازم را فراهم مي‌كند نيز، مورد توجه اين همايش بوده است. آنچه بيش از هر موضوع و يا اقدامي بايد به آن توجه شود، شرايط فرهنگي، توان اقتصادي و پتانسيلهاي انساني كشورهاي منطقه براي يافتن روشهاي مناسب بومي‌سازي اقتصاد دانش محور است كه تنها با استفاده از ابزار فناوري اطلاعات و ارتباطات و توسعه آن امكان پذير است. ‍

نقش فناوري اطلاعات و ارتباطات در تجارت، رقابت و اقتصاد دانش محور

فناوري اطلاعات، محور توسعه اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي و سياسي عصر حاضر در بيشتر كشورهاي توسعه يافته و در حال توسعه جهان است. اقتصاد دانايي محور يا دانش محور كه به عنوان چشم‌انداز برنامه توسعه چهارم كشورمان قراردارد، در اين راستا ارزيابي مي‌شود. اقتصاد دانش محور كه مورد توجه جهان قرار گرفته، در راه است و تا كمتر از يك دهه ديگر فراگير خواهد شد، و شكل جديدي از اقتصاد نوين را در جامعه بشري به‌وجود خواهد آورد. آيا آمادگي لازم براي گذر از اقتصاد سنتي به اقتصاد دانش محور در جهان به‌وجود آمده است؟ آيا كشورهايي مانند ايران با مجموعه توانمنديهاي انساني و منابع اقتصادي، توان همراهي با سيستم جديد اقتصاد جهان را خواهد داشت؟ ابزار لازم براي رسيدن به اقتصاد جديد چيست و چگونه بايد با آن همراه شد؟ دهها سؤال از اين نمونه وجود دارند كه بايد به همه آنها پاسخ داده شود تا با برنامه‌اي مشخص، مسير هدايت اقتصاد از وضع موجود به وضع مطلوب مشخص شود. اما بدون شك، نقش فناوري اطلاعات و ارتباطات در تجارت، رقابت و اقتصاد دانش محور، كاملاً مشخص بوده و نياز به بررسي مجدد ندارد. تأخير در اين توسعه، صدمات جبران ناپذيري براي كشور خواهد داشت كه اگر به آن توجه نشود، باعث عقب افتادن كشورمان از اين فرصت جهاني خواهد شد. براي اينكه درك شود كه هنوز در مسير اقتصاد دانش محور قرار نداريم، و اقدامات اساسي در اين زمينه در كشورمان صورت نگرفته، كافي است به نحوه توسعه تجارت كشورمان كه متكي بر بعضي از پارامترهاي سنتي؛ از جمله: كارگر، سيستم كاغذي اداري و ساختمان است توجه كنيم. هزينه اين سه پارامتر هر روز در حال افزايش است. در حالي كه در تجارت الكترونيكي به عنوان نمادي از اقتصاد دانش محور، هزينه رايانه و هزينه ارتباطات، هزينه‌هاي اصلي مي‌باشد كه هر روز در حال كاهش است. از طرفي، فناوريهاي نرم‌افزاري و سخت افزاري، فرصتهاي رقابت را از كشورهاي عقب افتاده مي‌گيرند. بنابراين، اقتصاد دانش محور، هزينه‌ها را كاهش مي‌دهد. به عنوان مثال ديگري كه بتواند توجه مسئولان تصميم ساز براي سرمايه‌گذاري بر روي اقتصاد دانش محور را جلب نمايد، بايد به اين نكته اشاره نمود: براي اينكه بتوانيم 32 جلد دايرﺓ‌المعارف جديد بريتانيا را باراندازي كنيم، با يك مودم 1200 بيت در ثانيه، احتياج به 28 روز، با يك مودم 9600 بيت در ثانيه، احتياج به 5/3 روز، با يك مودم 8/28 كيلو بيت در ثانيه، احتياج به 28 ساعت (وضعيت فعلي مودمهاي منازل ما در ايران)، با يك خط با پهناي باند زياد T-1 احتياج به 1 دقيقه، با يك خط فيبر نوري OC-12 با پهناي باند زياد، احتياج به 17 ثانيه و نهايتاً با يك خط فيبر نوري تكنولوژي جديد با پهناي باند زياد، احتياج به 5 هزارم ثانيه! زمان لازم داريم. اين مثال به تنهايي فاصله عميق ما را از نظر بخش سخت‌افزاري با دنياي جديد فناوري نشان مي‌دهد؛ يعني 28 ساعت از وقت ما فقط در اقتصاد دانش محور، 5 هزارم ثانيه ارزش دارد! كه اگر 28 ساعت را بر 5 هزارم ثانيه تقسيم كنيم، بالغ بر 20 ميليون برابر مي‌شود. بنابراين، بايد توجه كنيم كه براي رسيدن به اقتصاد دانش محور كه آن را چشم‌انداز برنامه توسعه كشور قرار داده‌ايم، بايد به ابزارهاي رسيدن به آن و برنامه‌هاي راهبردي و اجرايي نيز توجه داشته باشيم تا اين چشم‌انداز از حالت شعار به عمل نزديك شود. اگر به تاريخ توسعه رايانه و جايگاه فناوري اطلاعات از نظر تاريخي توجه شود، معلوم مي‌شود تنها كشورهايي كه به آينده توجه داشته و از علم و دانش خوب بهره برده‌اند، امروز پيشرو در اقتصاد نيز هستند. كشورهاي گروه هفت كه تقريباً بيش از
90 درصد صادرات جهان را دارند، و 20 درصد كشورهاي اول جهان كه 93 درصد اينترنت را استفاده مي‌كنند، نمونه‌هايي است كه بايد ما را براي گام نهادن به اقتصاد دانش محور متقاعد نمايد. در هر صورت، ما در عصر ديجيتال قرار داريم و آينده تجارت و رقابت با فرمول جديدي در فضاي اقتصاد دانش محور در حال شكل‌گيري است و هر روز نماد خود را با ابزاري جديد و يا تحولي نوين در ابزارهاي موجود نشان مي‌دهد. پهناي باند تلفن همراه زياد شده و به 4/2 مگابيت در ثانيه رسيده است و حالا مي‌تواند تصاوير سه بعدي را نشان ‌دهد كه باعث استفاده بهتر از تجارت الكترونيكي شده است. اين در حالي است كه هنوز توان انتقال تلفنهاي همراه كشور ما 6/9 كيلو بيت در ثانيه است! و فقط از مكالمه تلفن همراه مثل يك تلفن معمولي استفاده مي‌كنيم.

آنچه در همايش تجارت، رقابت و اقتصاد دانش محور مورد توجه قرار گرفت

در همايش مارسي، سخنرانيها و مقالات مختلفي مورد بررسي قرار گرفت و تجربياتي از اقدامات انجام شده در دو روستاي شاهكوه و قرن‌آباد از ايران هم در اين همايش مطرح شده است. بعضي از موضوعات مورد توجه از قرار ذيل بود.

اقتصاد دانش محور آن است كه تا حد امكان بدون وابستگي به سرمايه فيزيكي باعث تحول و توسعه كشورها شود. لذا بسياري از كشورهاي كمتر توسعه‌يافته، شانس موفقيت در اين فضاي غيرمادي و غيرفيزيكي كه اصطلاحاً مجازي گفته مي‌شود را خواهند داشت و بايد آن را يك فرصت مغتنم بدانند.

بانك جهاني علاقه‌مند است تعريف روشني از اقتصاد دانش محور به وجود آورد؛ زيرا يك تعريف واحد در اقتصاد دانش محور در دنيا وجود ندارد. در اين خصوص، مشاركت در تعريفي كه منافع همگاني داشته و مختص به كشورهاي خاص نباشد، بايد مورد توجه كشورهاي منطقه MENA قرار گيرد.

نشست سال 2002 مارسي نشان داد كه كشورهاي منطقه خاورميانه و آفريقاي شمالي خيلي از كشورهاي توسعه يافته عقب مي‌باشند. متأسفانه همايش مارسي 2004  نيز نشان داد كه اين فاصله خيلي بيشتر از قبل هم شده است. دليل عمده، آن است كه سرعت بيشتر را كشورهايي دارند كه اقتصاد دانش محور را آغاز نموده‌اند و فرصت زيادي براي كشورهاي ضعيف وجود نداشته است. بنابراين، با توسعه بانك جهاني، اقتصاد دانش محور بايد اولين قدم در راه توسعه نوين كشورهاي منطقه MENA باشد تا بيش از اين عقب نمانند و فاصله ديجيتالي آنها افزايش نيابد.

شركت‌كنندگان در همايش اعتقاد داشتند كه بايد توجه كرد كه فقط با دانشگاه و تكنولوژي نمي‌توان اقتصاد دانش محور را ايجاد كرد؛ بلكه بايد به مسائل فرهنگي، شرايط اقتصادي و اجتماعي موجود كشورها، ابزارها و سيستم‌هاي ارزيابي آنها نيز توجه داشت.

براي استفاده از تمام ابعاد اقتصاد دانش محور بايد آموزش به كارگيري مناسب و قدمهاي اجرايي را شناسايي و عملياتي نمود تا بتوان از تمام ظرفيتهاي آن بهره‌مند شد؛ در غيراين‌صورت، مانند تلفن همراه فقط از بخش كوچكي از آن استفاده خواهد شد.

روشها و مدلهاي عملياتي شدن اقتصاد دانش محور و راهكارهاي تجارت و رقابت با آن بايد از طريق بانك جهاني كه آغازگر اين توسعه در منطقه MENA بوده است تهيه شده و در اختيار كشورهاي علاقه‌مند قرار گيرد تا در برنامه‌هاي ملي آنها به كار گرفته شود.

سه كشور اردن، امارات متحده عربي و تونس در دو سال گذشته بر اساس اقتصاد دانش محور حركت كرده‌اند. دلايل موفقيت آنها عبارت است از: حمايت بي‌قيد و شرط سران اين كشورها، تمركز سياستها و برنامه‌هاي اقتصادي، و پويايي و انعطاف در برنامه‌هاي اقتصادي‌شان.

علاوه بر آن، ايجاد اشتغال، توسعه صادرات، جذب سرمايه‌گذاري خارجي، حمايت از بخش خصوصي، سرمايه‌گذاري بخش خصوصي در تحقيقات و داشتن سيستم ارزيابي كه شاخص نيروي انساني و كاهش نرخ ريسك سرمايه‌گذاري بين‌المللي در آن وجود دارد؛ از جمله عوامل موفقيت آنها بوده است كه در غالب سياست متمركز بر اساس اقتصاد دانايي محور، برنامه‌ريزي و اجرا شده است.

شركت كنندگان در همايش معتقدند كه اگر نرخ رشد اقتصادي در منطقه MENA به
 4درصد برسد، بيكاري تا ده سال ديگر، به نصف وضعيت موجود كاهش مي‌يابد.

سه عامل محرك اقتصاد جديد از ديدگاه علمي

سه عامل مهم محرك اقتصادي در فضاي جديد عبارت است از: دانش[1] به عنوان سرمايه هوشمندي و عامل استراتژيك، تغيير[2]  پيوسته و تكراري و پيچيده براي به روز رساني وضعيت موجود در گام نهادن به وضعيت مطلوب و مقابله با نامعيني‌ها و كاهش ريسك مخرب كه به علت تغييرات اقتصاد جهاني ممكن است به وجود آيد؛ و نهايتاً، جهاني ديدن در توسعه و تحقيق، توليد، تجارت، امور مالي، ارتباطات و فناوري اطلاعات كه باعث باز شدن اقتصاد، رقابت جهاني و وابستگيهاي بين بنگاههاي اقتصادي مي‌شود.

مثالي از شاخص‌هاي كمّي اقتصاد دانش محور در راستاي تجارت و رقابت

گمرك الكترونيكي يك شاخص ارزيابي كمّي اقتصاد دانش محور در راستاي تجارت و رقابت است كه طول زمان ترخيص كالا، يك عامل كمّي در آن در نظر گرفته مي‌شود. به عنوان مثال، ترخيص كالا در گمرك كشور مصر (قاهره) 16 روز و در گمرك كشور امارات متحده عربي (دبي) كمتر از نصف روز و در كشور سنگاپور كمتر از نيم ساعت طول مي‌كشد. بنابراين، كشور مصر هنوز در مسير اقتصاد سنتي گام برمي‌دارد و شانس رقابت ندارد؛ اما سنگاپور كه تلاش دارد زمان ترخيص را به صفر برساند، و كالاي وارداتي را در در بنگاه تحويل دهد، مسير اقتصاد دانش محور را پيموده و به آن نزديك شده است. همين‌طور در استرليا 98درصد گمرك، مكانيزه شده و فقط 30 دقيقه بعد از رسيدن كشتي مي‌توان كالا را ترخيص كرد. در سنگاپور 100درصد  گمرك، الكترونيكي شده است. بنابراين، نقش فناوري در كنار تصميمات استراتژيك مي‌تواند از عوامل پيش‌رونده باشد كه بايد به آن توجه نمود. در كشور ما نيز، اقدامات نرم‌افزاري خوبي شكل گرفته و گفته مي‌شود، روند اداري گمرك به صورت تئوري تا دو ساعت كاهش يافته است. مشكل ما نبود سيستم متمركز در تصميمات كلان اقتصادي و تعدد مراكز تصميم‌ساز در امور اقتصادي است كه بايد با كمك فناوري اطلاعات و ارتباطات اصلاح شود.

دانش به عنوان ارزش براي مشتري در بازار

توجه داشته باشيم علاوه بر تصميمات استراتژيك و مباحث ارزشهاي كمّي كه در بخشهاي قبلي به آنها اشاره شد، موارد كيفي در اقتصاد جديد جايگاه ويژه‌اي دارد. به عنوان مثال، براي مشتري، عنصر دانش به عنوان ارزش در محتواي توليد و خدمات، به شدت اهميت پيدا كرده است؛ لذا برنامه‌هاي گذر از اقتصاد سنتي به اقتصاد دانش محور بايد به گونه‌اي طراحي و اجرا شود كه توجه به تركيب دانش در توليدات جديد و خدمات نوين عامل رقابتي ‌باشد.

تعريف اقتصاد دانش محور چيست؟ چگونه به وجود آمده و به كجا مي‌رود؟

اقتصاد دانش محور آن است كه توليد، توزيع و استفاده از دانش، نقش اصلي و غالب در توليد ثروت باشد. در صنعت، ثروت از طريق جابه‌جايي ماشين به جاي بازوي انسان به‌وجود آمد. بسياري از مردم، ارتباط اقتصاد دانش محور را مرتبط با صنعت تكنولوژي پيشرفته؛ مانند ارتباطات و سرويسهاي مالي؛ مانند كارت اعتباري و تجارت الكترونيكي مي‌دانند. اما واقعيت آن است كه نقش دانش براي بسياري از مردم عادي و بعضي از مسئولان برنامه‌ريز هم مشخص نيست. اقتصاد دانش محور از طريق توسعه علم و تحقيقات، و گسترش مؤسسات علمي به وجود آمده است كه با كمك فناوري اطلاعات و ارتباطات و به خصوص اينترنت، فضاي جديدي را تحت اقتصاد نوين به وجود آورده است. اقتصاد جديد، نياز به پي‌بستر مناسب[3] دارد و همان‌گونه كه براي توسعه شبكه‌هاي آب، برق و جاده به نقشه نياز داريم،  براي اقتصاد دانش محور نيز به شناخت پي‌بستري نياز داريم كه بايد در اين مسير حركت كنيم. پي‌بستر اقتصاد دانش محور، ساختاري است كه حركت جريان اطلاعات اقتصادي را به گونه‌اي حمايت مي‌كند كه ارزشهاي اقتصادي و ثروت با استفاده از فكر و مغز، و نه از طريق بازو وكار فيزيكي، رونق پيدا ‌كند. تاريخ نشان مي‌دهد كه اقتصاد جديد با معرفي كامپيوتر در سال 1960 ميلادي شروع شده است و پس از گذر از اقتصاد توليدي[4] و اقتصاد متغير فعلي كه متأثر از رشد سريع فناوري است، در سال 2010 با اقتصاد دانش محور كامل مي‌شود.

اقتصاد دانش محور چرا؟

استفاده از فناوري اطلاعات، رايانه و اينترنت در تمام توليدات و بخشهاي اقتصادي در حال توسعه است و دانش به عنوان مهمترين عامل توليد، در كنار سرمايه، كارگر، زمين و سازمان اقتصادي، جايگاه اصلي را پيدا مي‌كند. فناوري اطلاعات و ارتباطات به عنوان مهمترين عامل سرعت دسترسي به اطلاعات و توسعه تحقيق و پژوهش، در توليد دانش، نقش كليدي دارد. دولت الكترونيكي و تجارت الكترونيكي، وجوه غالب در اقتصاد دانش محور در شرايط حاضر هستند كه در دنياي اقتصادي فردا از جايگاه ويژه‌اي برخوردار خواهند بود. بهبود دائم فناوريهاي موجود و نوآوريها و خلاقيت كه پارامترهاي اصلي توسعه اقتصادي دانش محور فردا هستند، شرايط مناسبي فراهم مي‌نمايند تا بتوان عدالت اقتصادي را در سطح جهاني گسترش داد. فشارهاي جهاني‌شدن اقتصاد دانش محور و فناوريهاي جديد، باعث افزايش رقابت و خلاقيت مي‌شود‌كه كشورهاي در حال توسعه بايد به آن توجه جدي داشته و در برنامه‌ريزيهاي خود به آن توجه نمايند.

چرا بايد به اقتصاد دانش محور توجه كنيم؟

در صورت توجه، فرصت استفاده و پشتيباني از منابع اقتصادي جهان را خواهيم يافت. از تجربه كشورهاي پيشرو در اين زمينه استفاده خواهيم كرد كه بعضاً مانند كره جنوبي، در 20 سال قبل، شرايطي بدتر يا مانند كشور ما را داشته‌اند، و امروزه در توسعه اقتصادي بسيار از ما پيشي گرفته‌اند. بنابراين، اگر هرچه زودتر وارد اقتصاد دانش محور شويم، شانس به‌دست آوردن تجربه بيشتر و توان رقابت بهتر را خواهيم داشت. شناخت سريع‌تر ما از اقتصاد دانش محور، باعث مي‌شود در برنامه توسعه چهارم كشور، استراتژيهاي مناسب با نياز زمان را در اقتصاد كشور انتخاب كنيم و بتوانيم به كمترينهايي از چشم‌انداز نظام دست پيدا كنيم. باز شدن درهاي كشور بر اثر فشار اقتصاد دانش محور، امري اجتناب ناپذير است؛ لذا هرچه زودتر بايد آن‌را درك نموده و با آن آشنا شده و با برنامه از پيش تعيين شده‌اي آن‌را توسعه دهيم و شرايط بهتري را براي اقتصاد كشورمان به وجود آوريم. در هرصورت، اقتصاد مبتني بر دانش، خدمات مناسب با زمان كمتر و سود بيشتر را درپي خواهد داشت و لذا اجتناب از آن ممكن نيست؛ بنابراين، بهتر است آن‌را زودتر بشناسيم و در برنامه‌ريزيهاي ملي به كار گيريم و نبايد نگران اقتصاد دانش محور به عنوان يك عامل تحميلي از كشورهاي توسعه يافته باشيم؛ بلكه بايد آن را علمي جهاني و تئوري ـ مردمي بدانيم و خود را در توسعه آن سهيم كنيم. در حقيقت، دانش كه خود فرم پايه سرمايه جديد است و حركت و رشد اقتصادي آينده با جمع شدن دانش انجام مي‌شود، برعكس سرمايه و كارگر (در اقتصاد سنتي)، مي‌كوشد (در اقتصاد دانش محور)  تا يك كالاي عمومي شود. وقتي دانش كشف شد و عمومي شد، هيچ خرجي براي شريك شدن آن با ديگران وجود ندارد. كسي كه دانش توليد كند، سخت است كه بتواند آن را از دسترس ديگران دور نگه دارد. بعضي از قوانين؛ مانند مالكيت معنوي و ثبت اختراع، ممكن است كمي در اين راه مفيد باشند. بنابراين، اين كالاي جديد، فضاي جديدي از تفكر و هنجار را مي‌طلبد كه هنوز حتي در جوامع توسعه يافته، شكل نگرفته و نيازمند حركتهاي فرهنگي گسترده‌اي در جهت شناسايي آن است.

استراتژي اقتصاد دانش محور ملي در جهت رقابت و تجارت با جهان

1 .   ايجاد زيرساختار ارتباطي ملي گسترده، پرسرعت، مؤثر و ارزان؛

2 .   بالا بردن‌كيفيت‌كالاها از طريق كسب دانش و ارزش افزوده مناسب با توجه به نياز جهاني؛

3 .   ارتقاي رقابت در صنعت و تجارت به عنوان يك اصل در برنامه‌هاي ملي اقتصادي؛

4 .   پشتيباني از مراكز توليد اطلاعات و سرويسهاي روي خط با روشهاي كاهش ماليات و غيره؛

5 .    اهميت‌دادن به آموزش، كارآموزي، بالا بردن حرفه فارغ‌التحصيلان و برنامه‌ريزي آموزش در طول عمر با در نظر گرفتن نيازهاي فرداي كشور و وضعيت آينده جهان اقتصادي؛

6 .    بالا بردن فرهنگ اقتصادي جامعه از طريق مشاركت در امور اجتماعي بين‌المللي و معرفي اقتصادهاي موفق جهاني به مردم؛

7 .   پشتيباني از ارزشهاي فرهنگي به عنوان يك اصل در برنامه‌هاي اقتصادي و چشم‌انداز ملي؛

8 .    استراتژي ايجاد اقتصاد دانش محور با تهيه و تبيين چشم‌انداز، راهبرد، سياست و طرحهاي نسبتاً مناسب، تحت عنوان سند راهبردي ايجاد اقتصاد دانش محور ملي مبتني بر تجربيات جهاني و امكانات داخلي؛

9 .    تلاش در جهت ايجاد جامعه‌اي اقتصادي با مردم خلاق، متخصص و انعطاف‌پذير؛

10 .  ايجاد پي‌بستر پويا براي توسعه كاربردهاي متنوع خدمات فناوري اطلاعات و ارتباطات؛

11 .  ايجاد سيستم‌هاي تشويقي مؤثر براي رشد خلاقيتها و نوآوريها در زمينه اقتصادي؛

12 .  ايجاد مراكز تحقيقاتي پيشرفته مبتني بر نياز جامعه‌اي با اقتصاد دانش محور؛

13 .  رعايت استانداردها و قوانين پذيرفته شده جهاني و مشاركت فعال در كميته‌هاي بين‌المللي در اين زمينه، و رعايت قانون مالكيت معنوي در امور نرم‌افزاري.

عوامل مؤثر در اقتصاد دانش محور

ـ آموزش: آموزش، رابطه مستقيمي در اقتصاد دانش محور دارد. سنگاپور و كره جنوبي موفقيت خود را در توسعه آموزش عالي مي‌دانند.

ـ تحقيق، پژوهش و توسعه نوآوريها: براي گذر از اقتصاد سنتي به اقتصاد دانش محور، نياز به سرمايه‌گذاري سنگين در پژوهش است. كره جنوبي موفقيت خود را در قرار دادن سهم 3 درصدي GDP در امور تحقيقات مي‌داند؛ اين رقم در كشور ما 24 صدم درصد است!

ـ نقش دولت: نقش دولت مي‌تواند با توسعه منطقي ICT و هدايت بخش خصوصي از طريق تسهيلات در به وجود آمدن اقتصاد دانش محور مؤثر باشد.

ـ كار فرهنگي در تغيير سنتها: بايد با كار فرهنگي، اقتصاد سنتي را به اقتصاد دانش محور هدايت كرد.

ـ افزايش اقتصاد روي خط: افزايش نقل و انتقالات مالي و داده‌هاي ديجيتالي بايد انجام شود. اينترنت رابطه بين شركتهاي كوچك و بزرگ را در سطح جهان برقرار مي‌كند.

رقابت در اقتصاد دانش محور

ـ توانمندي خلق‌كردن، دسترسي و استفاده از دانش، اصول بنيادي رقابت جهاني است.

ـ چهار جزء كليدي انقلاب دانش عبارت‌است از:

1. ايجاد شرايط مناسب براي استفاده از دانش و توسعه فناوري به كمك دانش؛

2.ايجاد ارتباط با دانشمندان و متخصصان به منظور افزايش خلاقيت و كوتاه‌كردن دوره عمر توليدات؛

3.بالا بردن اهميت آموزش و افزايش حرفه‌ كارگران و اهميت دادن به آموزش در طول عمر؛

4.اهميت نوآوري و افزايش توليد براي افزايش رقابت و رشد GDP .

بررسي تجربه كشور ايرلند در توسعه اقتصاد دانش محور

در يك دهه گذشته، ايرلند توانسته است از يك كشور ورشكسته اقتصادي، با به‌كارگيري اقتصاد دانش محور، به يك كشور داراي اقتصاد پويا در سطح جهاني تبديل شود. در سالهاي 1990 تا 1997 كه اروپا داراي 2 درصد رشد اقتصادي بود، ايرلند با 7 درصد قويترين رشد اقتصادي را در اروپا داشت. اين در حالي است كه در اواسط دهه 1980 ميلادي، ايرلند فقيرترين كشور اروپا با نرخ بيكاري 20 درصد بوده است. سؤال اين است كه چه طور ايرلند مرحله گذر از اقتصاد ورشكسته به وضع مطلوب را انجام داده است؟  اولاً آنها سعي كردند كه صددرصد مستقل فكر كنند تا جايگاه خود را آن طور كه هستند بشناسند و در اين زمينه، تعصب به خرج ندادند. معمولاً بيشتر كشورهاي جهان سوم نمي‌توانند واقعيتها را به صورت آماري نشان دهند و همواره فقط رشد را نشان مي‌دهند؛ اما ايرلندي‌ها آمارهاي مأيوس‌كننده را نيز در اختيار مردم قرار مي‌دادند. پس از شناخت واقعي، آنها براي تمام بخشهاي كليدي برنامه‌ريزي كردند، و هدفهاي آرماني[5] خود را خوب مشخص كردند. در اين راه، هر آنچه براي موفقيت لازم داشتند انجام دادند و نقاط قوت و ضعف كشور خود را در ايجاد اقتصاد دانش محور، كاملاً استخراج نمودند. آنها دريافتند كه نقاط قوتشان در داشتن نيروي انساني جوان و نسبتاً تحصيل كرده، تجربه خوب در موفقيتهاي علمي و فني، امكان ايجاد پي‌بستر نسبتاً مناسب ارتباطي و فني، باز بودن درهاي كشور براي سرمايه‌گذاري خارجي و استفاده از بالاترين تكنولوژيها، موقعيت مناسب جغرافيايي به عنوان هاب اقتصادي منطقه است. همين‌طور دريافتند كه نقاط ضعف آنها در تحقيقات ضعيف و عدم توجه كافي به تحقيقات و پژوهش، نداشتن تكنولوژيهاي بالا و عدم توان در استفاده مناسب از آنها، كم بودن متخصصان فناوري اطلاعات در مراجع تصميم سازي كليدي اقتصادي كشور، كم بودن دسترسي به اينترنت و كم بودن تعداد رايانه نسبت به متوسط جهاني، متنوع بودن مراجع تصميم‌سازي اقتصادي در كشور و ضعف فرهنگي در تشخيص واقعيتهاي اقتصاد جهاني است. بنابراين، تلاش كردند با شناخت نقاط ضعف و قوت، برنامه‌هايي در جهت استفاده از فرصتها و توجه به تهديدهاي برنامه‌هاي ملي با چشم‌انداز مناسب تهيه كرده و به صورت متمركز سياستگذاري كنند و آنها را به‌كار بگيرند. حاصل تلاش آنها موفقيتهاي بزرگ اقتصادي است كه آنها را به عنوان يك قطب اقتصادي در جهان معرفي كرده است؛ تا جايي كه بيش از 40 درصد سرمايه‌گذاري خارجي وارده به اروپا، در اين كشور كوچك كه فقط يك درصد اتحاديه اروپا جمعيت دارد انجام مي‌گيرد.

نتيجه گيري

برنامه‌ چهارم توسعه كشور را با شعار دانايي محور آغاز كرده‌ايم، و برنامه چشم‌انداز 20 ساله كشور نيز، برتر شدن بين كشورهاي منطقه را از بسياري جهات مورد هدف قرار داده است. آيا بدون دستيابي به اقتصاد دانش محور و تجارت و رقابت با جهان اقتصادي، امكان دستيابي به اهداف پيش بيني شده در برنامه‌هاي فوق را داريم؟ بنابراين، بايد اقتصاد دانش، محور را به عنوان اقتصاد فرداي كشور و جهان آينده ببينيم و در تعامل با آن برنامه‌ريزي كنيم. همين‌طور بايد بدانيم كه راه رسيدن به اقتصاد دانش، با توسعه ابزار فناوري اطلاعات و ارتباطات، و همچنين استراتژيهاي مناسب تجاري و رقابتي امكان‌پذير است. بنابراين، با درس گرفتن از بانك جهاني به عنوان بزرگترين بنگاه اقتصادي بين‌المللي و با توجه به اينكه عضو كشورهاي منطقه MENA هستيم و مي‌توانيم از تجربيات آنها استفاده كنيم، بايد برنامه‌ريزي جدي را براي رسيدن به اقتصاد دانش محور به قصد توسعه ملي كشور و همراهي با اقتصاد جهاني دنبال كنيم تا بتوانيم در تجارت و رقابت جهاني، جايگاه در خور شأن كشورمان را داشته باشيم. بايد بدانيم هر توسعه‌اي كه محور حركت آن، اقتصاد دانش محور، و ابزار توسعه آن، فناوري اطلاعات و ارتباطات نباشد و با روشهاي علمي، تهيه، اجرا و ارزيابي نشود، عملاً در جهان آينده موفق نخواهد بود.


فهرست منابع

1. جلالي، علي‌اكبر؛ گزارش سفر همايش Knowledge Economy ؛ بانك جهاني، پارو پاريس، 2004.

[2] Strauss Judy & Raymond Frost, Marketing on the Internet, E-Marketing (2nd Edition), 2002.

[3] Luc Soete, The Knowledge Economy: the policy challenges University of Maastricht, MERIT, http://www.merit.unimaas.nl.

[4] Knowledge Economy Forum III, The World Bank and the Government of Hungary, Improving Competitiveness Through a Knowledge-Based Economy, Budapest, March 23-26, 2004.

[5] Human Capital Policies for the Knowledge Economy Presentation prepared for: National Governors’ Association Conference “Reaching New Heights: Advancing Workforce Policy through Innovation and Reauthorization” Washington D.C., December 9 – 11, 2002.

[6] Knowledge Economy Projects in Turkey and Romania, Knowledge Economy Forum III, Budapest, March 23 – 26, 2004 Severin Kodderitzsch, World Bank.

[7] Does the Knowledge Economy Change the Rules of Economic Analysis? Peter BoettkeEcon 881/Spring 12 April 2004.

[8] The World Bank and the Knowledge Economy, 1998/99 World Development Report – “Knowledge for Development”, February 2002: “A Preliminary Strategy to Develop a Knowledge Economy in the European Accession Countries”.

[9] Knowledge Economy: Policy Services Training Courses and Policy Forums 1999: S.Korea, Malaysia, Thailand and Vietnam, 1999.

[10] Jalali. Ali A, SHAHKOOH, The First Internet Village In Iran, Palais du Pharo, France - March 16, 2004.

[11] Jalali. Ali A, The First Rural Information and Communication Technology, Center in Iran, Gharnabad Villages in Iran, Regional Workshop on ICT for Community Empowerment, through None Formal Education (NFE), UNESCO APPEAL The Department of Non-Formal Education Vientiane, Lao PDR, June 22-25, 2004.

 



[1]. Knowledge.

[2]. Change.

[3]. Infrastructure.

[4]. Production Economy.

[5]. Vision.

+ نوشته شده در  89/08/27ساعت 3:5 بعد از ظهر  توسط   |